فرش کرمان لاور (راور)

کرمان لاور(راور)

فرش لاور کرمان

نام راور که غربیها به غلط لاور می خوانند،مرکز قالی بافی است که در شمال شرق کرمان و در مجاورت کویر لوت.راور مدتها مبدا و خاستگاه ظریف ترین قالی های کرمان بوده است. بنا بر شواهد تاریخی بنظر می آید که در طی جنگها«اواخر قرن 19» کرمان دستخوش خسارات زیادی شده و بسیاری از سکنه آن که قالی بافی نیز در میانشان بوده اند، به راور گریختند.با اینکه بافته ها خصوصیات تولیدات کرمان را دارند،قالیچه های مرغوب تهیه شده در راور سریعا کسب شهرت نمودند،کارگاهها مستقل شدند و سنت دیرینه خود را پیشه کردند.
گرچه نام لاور در بازار به غلط مصطلح شده،اما جایگاه خاصی در میان تولیدات دیگر مناطق دارد.
اندازه،رنگ وساختار:همانند قالیچه های کرمان.
نقشها:خصوصیت قالی های راور نقش «هزار گل» است که تمام زمینه را می پوشاند.گلدان،سرو،طرح ترنج،ارجحیت بیشتری دارند.
گره: قالیچه های راور با گره فارسی بافته می شوند و تعداد گره5000گره در هر دسی متر مربع می باشد.
پرز:از مرغوبترین پشم تابیده که حتی ظریفتر از قالیچه های کرمان است و بسیار کوتاه و چیده می شوند.[(؟!!!!)]
کیفیت:قالیچه های جدید کرمان-(راور) در میان گرانبهاترین قالی های ایران جای دارند و همچنین سبب بالا رفتن بهای این قطعات می شود.قطعات قدیمی و آنتیک که در لوکس ترین فرش فروشیها و در فروشهای فوق العاده یافت می شوند،از مهمترین تولیدات قرن 19 و 20 قالی بافان شهر می باشند. این قالی ها بیشتر از آنکه برای فرش کردن منازل مورد استفاده قرار گیرند،جنبه تزئینی و دکوراسیون و زینت دیوار دارد.



منبع:قالیها و قالیچه های شهری و روستایی ایران/اریک اشنبرنر/یساولی1384/صفحه 35

ادامه مطلب

سوابق نخ ریسی در کرمان

نخ ریسی در کرمان


نخ ریسی در کرمان

یکی از مشاغل زنان کرمانی در گذشته،نخ ریسی بوده است.زن کرمانی برای تامین هزینه های زندگی و مشارکت در رفع نیازهای خانوادگی با انجام کارهای مختلف،همسر خود را در این راه مدد می کرد.
اصولا نخ ریسی،در تاریخ کرمان سابقه ای کهن و دیرینه دارد،کما این که در افسانه دختر هفتواد می خوانیم که او دوکی داشت و نخ ریسی می کرد،پس از آنکه سیبی را گاز زد و کرمی بیرون آمد و آن را درون دوک خود جای داد،توان ریسندگی او چند برابر شد و در فرصتی کوتاه،چنان مال و منالی به هم زد که رشک دیگران را برانگیخت و آوازه این موفقیت،اردشیر را به این سو روانه کرد و...
در مورد تاریخچه نخ ریسی در ایران نیز افسانه ای است که می گویند:"در زمان کیخسرو تمام مردم ایران زیر سایه عدالت آن پادشاه زندگی می کردند.یک روز کیخسرو دستور داد در تمام کشور جار بزنند که حتی یک نفر نباید بی کار باشد و همه باید کار کنند،وقتی این خبر به ایران رسید از طرف دولت به هرکسی کار مناسبی داده شد و هر کسی به کاری مشغول شد.یک روز به کیخسرو خبر دادند که پیرزنی را آورده اند،شاه به او محبت زیادی کرد و پرسید«ای مادر چه کار داری؟پیرزن که از شاه محبت و مهربانی دیده بود عرض کرد:شاه به سلامت باشد.شنیده ام از طرف دولت به هرکسی کاری فراخور حالش داده اند.ولی من پیرزن هستم و دیگر نمی توانم کار کنم چه کنم؟از طرفی نمی خواهم بی کار باشم،حالا از پادشاه خواهش دارم که دستور دهد تا کاری به من بدهد که بتوانم انجام دهم...کیخسرو دستور داد تا نجاران چرخی درست کنند که پیرزنان بتوانند با آن پنبه بریسند.بدین ترتیب بود که چرخ نخ ریسی در زمان کیخسرو ساخته شد و هنوز هم هست.»:
گرچه این داستان ارزش تاریخی ندارد،ولی بیانی از این واقعیت است که از روزگاران دور از زنان در هنر و صنعت نساجی استفاده می شده است.در داستان هفتواد نیز،نیروی انسانی درگیر در کار ریسندگی و بافندگی،دختران شهر هستند.
«در میان معتبرترین سند تاریخی برای قدمت حداقل پنج هزار ساله نخ ریسی در کرمان،به کشفیات شهداد بر می گردد.فلزکاران کرمانی در تولید و پرداخت فرآورده های فلزی خود به درجه شگفت انگیزی از مهارت و ظرافت رسیده اند که در دنیای آن زمان بی مانند بود.شاهد این ماجرا از کاوشهای شهداد به دست آمده است.از این مرکز پنج هزار ساله تعداد متنابهی اشیاء فلزی در انواع،اشکال و اندازه های مختلف جمع آوری شده که از لحاظ کیفیت ساخت و هم چنین هنر به کار رفته در آنها تحسین برانگیز می باشند این اشیاء که شامل ظروف ساده ...دوک نخ ریسی... بوده،مجموعه ای ارزنده از هنر پیشرفته فلزکاری هزاره سوم قبل از میلاد را تشکیل می دهند.»به این ترتیب چنانچه سابقه نخ ریسی را در جامعه زن کرمانی،حداقل پنج هزار سال ذکر کنیم سخنی به گزاف نگفته ایم.
زنان کرمانی،نخ ریسی را به عنوان یک کار جانبی انجام می دادند،به ویژه در روستاها زنان،هم مسئولیت نگهداری بچه ها را برعهده داشتند،هم به امور خانه و طبخ غذا می پرداختند و هم گاو و گوسفند را تیمار می کردند.یکی از جهانگردان در این باره می نویسد:«زنان در حال حمل چرخهای نخ ریسی بر شانه و یا در حال رشتن نخ پشم،راه می سپارند و برخی نیز شانه ها را به جلو می دهند و در همان حال که اطفال خود را بر گرده بسته اند و آنا نیز دستهای کوچک خود را بر دور گردن مادر و پاهای ظریفشان را بر گرد کمر او حلقه زده اند به آرامی پیش می روند.»
سون هدین،جهانگرد دیگری تلاش این زنان را این چنین شرح می دهد که زنها با چرخ نخ ریسی،نخ می ریسند،نان را در تنوری از گل رس که در میانش اتش افروخته می شود می پزند،لباسها را وصله می کنند.برای بچه های کاملا کوچکشان لالایی می خوانند و با بچه های بزرگتر بازی می کنند.»
چنین پیداست که نخ ریسی از جمله فعالیتهای وسیع و گسترده زنان کرمانی بوده است زیرا در تاریخ می خوانیم که «وقتی طهماسب میرزا موید الدوله(1268-1265 ه.ق)معزول و راهی تهران می شود،در رفسنجان،مردم از این عزل و جایگزینی شیخ علی خان نایب الحکومه سردار(محمد حسنخان)اطلاع پیدا کرده و به شادی و دست افشانی می پردازند.در همین زمان حاج آقا احمد،مجتهد بزرگ رفسنجان برای تودیع او از راه می رسد.طهماسب میرزا با رنجش می گوید:من می روم و می آید کسی که زنها پشت چرخها یاد از من کنند مرحوم حاج آقا احمد می گوید ناراحت نباشد،مردم کرمان طالب تغییر وضع اند،خوب یا بد!»بدیهی است تا شغلی فراگیر نباشد،حاکم آن را دستمایه یک پیش بینی و هشدار قرار نمی دهد.
در باب اهمیت ریسندگی در کرمان همین بس که این شغل از هزاران سال قبل تا کنون ادامه داشته و قریب هشتاد سال قبل کارخانه ریسندگی خورشید در کرمان راه اندازی شد و چرخهای آن بیشتر با تلاش زنان کرمانی در حرکت بود.



کتاب منبع:زن کرمانی،روشنای زندگانی/سید محمد علی گلاب زاده/انتشارات ولی-1390/صفحات308 الی310

ادامه مطلب

بافته های ایل افشار

بافته های ایل افشار

بافته های ایل افشار


افراد ایل افشار در اصل از ترکمن هایی هستند که در ابتدا در ناحیه ی قفقاز و اطراف دریاچه ی ارومیه سکونت داشتند و سپس در دفعات متوالی به دستور شاهان صفوی و همچنین نادر شاه افشار به اطراف کرمان کوچانیده شده و در این مناطق ساکن شدند.
تیره هایی از این ایل به نام های جهان شاهی ، عمویی و بوکاکی امروزه در حوالی سیرجان ، بافق و شهر بابک و حوالی کوه لاله زار و در اطراف شهر کرمان و همچنین شهرستان نی ریز در استان فارس سکونت دارند.
فرش های افشاری بیشتر یک پوده و با پشم های مرغوب و در اندازه های ذرع و نیم و سجاده های پهن با رنگ های قرمز خفه ، آبی تیره ی مایل به سیاه ، قهوه ای ، ارغوانی و عاجی که بیشتر منشا گیاهی دارند بافته می شوند. تار و پود فرش های آنها تمامی از پشم است. امروزه آنها با قبول برخی از عادت های بافندگی شهری ، گاهی نیز قالیچه هایی دو پوده با تار و پود پنبه ای می بافند. گره فرش های آنان بسته به محل بافت و عادت بافنده از نوع فارسی و ترکی است. بنابر سنت های کلی عشایری ، بافندگان این ایل گاهی نیز به بافت گلیم و خورجین و رو اسبی و غیره می پردازند.
نقش فرش های این ایل تا حدودی تحت تاثیر طرح های قفقازی است. فرش های آنان اغلب در سبک های هندسی از دار پایین کشیده می شود. از طرح های متداول در بین آنها طرح بته ای ، مشبک لوزی ، گلدانی ، گلدار سرتاسری و پنج ترنجی ، طرحی مرغی و گل فرنگ را می توان نام برد.



منبع:کتاب افسانه جاویدان فرش ایران/محمدجواد نصیری/چاپ اول/انتشارات میردشتی/1389/صفحه210

ادامه مطلب

در کنار احمد رستگاری طراح معاصر فرش راور

در کنار احمد رستگاری طراح معاصر فرش راور

احمد رستگاری

هر چند ز روی کریــمان خجلیم
غم نیست که پرورده ی این آب و گلیم
در روی زمین نیست چو کرمان جایی
کرمان دل عالم است و ما همه اهل دلیم
در روزگاری که بسیاری از سنت های حسنه گذشته،به دلایلی از جمله مشلغه های روزمره رو به فراموشی نهاده به وفوورشاهد آن هستیم که بسیاری از شخصیت های برجسته پس از مرگشان آنچنان شناخته و قابل تکریم می شوند که انگار در روزگار حیاتشان اینگونه شایسته تکریم نبوده اند.و بی شک اگر روند دنیا به ادامه حیات آنان مقدر بود هرگز چنین شناختی از آنان صورت نمی گرفت و اینگونه شناخته نمی شدند. ومتاسفانه سنت های حسنه امروزی ما در مورد این افراد بعد از مرگ آنان به کار گرفته می شود.که این موضوع در جای خود بسیار جای سوال دارد.
اما در دیار و استان ما بسیاری از اینگونه افراد بزرگ اما گمنام را،همان مردم ساده ای تشکیل می دهند که از محله های قدیم کرمان چون محله گودال وخواجه خضر و مشتاق تا دهستان های دوردستی چون پاریز برخاسته اند.و در عرصه علم و فرهنگ و هنر درخشیده اند.
یکی از این شخصیت ها که امروزه به چنین سرنوشتی دچار است و با وجود توانایی های بالا کمتر شناخته شده، احمد رستگاری از طراحان معاصر فرش راور است که از نسل سوم طراحان کرمانی به شمار می رود و توانسته در اولین جشنواره طرح ونقش فرش دستباف جنوب شرق کشور که به همت سازمان صنعت معدن وتجارت استان کرمان در خرداد ماه 92برگزار شد رتبه دوم رشته رنگ آمیزی ونقطه گذاری کلاسیک نقشه فرش را بدست آورد.به همین بهانه فرصتی دست داد و ساعتی در کنار این هنر مند و راوری اهل دل بودیم.
وی در ابتدا از خود و خانواده اش گفت و اینکه درسال1318خورشیدی در راور به دنیا آمده و پدرش علی رستگاری از تولید کنندگان سرشناس فرش راور بوده و او از کودکی در کارگاه پدرش به عنوان نقش خوان فعالیت می کرده و از همان ایام شوق وذوق نقاشی را در سر داشته است و در کنار آن نیز تحصیل را در مدرسه اکابر فرا گرفته واز 14سالگی شعر سرودن را نیز آغاز کرده و تا امروزحدود شش هزار بیت سروده است.
استاد رستگاری در ادامه از نوجوانی اش گفت و تعریف کرد که در نوجوانی به ناگهان دچار پا درد شدید و عدم توانایی در راه رفتن می شود وپس از اینکه در منطقه راور موفق به درمان او نمی شوند به کرمان منتقل می شود وبه مدت100 روز در بیمارستان شاه ومدتی هم در بیمارستان ارجمند کرمان بستری می شود ولی هرگز به طور کامل مداوا نمی شود و تا به امروز یادگار آن روزها را به همراه خود دارد.
او در ادامه تعریف کرد که در ابتدای کار،طراحی فرش را از کسی نیاموخت وپس از اینکه به طور حرفه ای در طراحی فرش وارد شد تنها به مدت سه ماه نزد استاد عباس نژاد سروری از طراحان بنام کرمان به شاگردی می پردازد وپس از آن به راور برگشته و در کار طراحی فرش به فعالیت می پردازد و حتی در برهه ای از زمان تنها طراح فعال و خلاق فرش در منطقه راور می شود.
او در ادامه کمی هم از اوضاع نابسمان مدیریت در فرش کرمان و راور هم گلایه کرد به ضربه های آن بر بازار حرفه ی طراحی فرش اشاره کرد وگفت که تا سال1372به طور متناوب وجدی به کار طراحی فرش فعالیت داشته اما از آن ایام با ورود فراگیر دستگاه های چاپ رنگی به بازار ،حقوق او نیز مانند سایر طراحان کرمان نقض شد و او نیز به ناچار دست از کار به صورت حرفه ای کشید وپس از آن تنها برای دوستان وآشنایان وگاهی هم دل خویش طراحی می کند.
او در ادامه از سبک های و روش های کارش گفت و اشاره کرد که تقریبا در تمامی سبک ها و طرح های فرش کرمان کار کرده و در این زمینه نیز دارای شاگردانی بوده است. همچنین ادامه داد که در تمام دوران فعالیت حرفه ای خود تنها برای مردم عادی کار کرده وهرگز با شرکت های مرتبط با فرش فعالیت نکرده است.
او همچنین اشاره کرد که از همان ابتدای طراحی در کار بافت فرش هم فعالیت داشته وبه طبع آن مدتی هم به حرفه رنگرزی پرداخته است.و خوشبختانه امروز با حدود74سال سن با شادابی کامل درپشت دار قالی به کار بافندگی مشغول است.در اینجا بود که به واقع فهمیدم اساتید واقعی و کارشناسان خبره فرش را باید از بین همین گونه افراد و در کنج همین کارخانه های قدیمی فرش پیدا کرد .
استاد رستگاری در پایان کمی از خاطرات خود و تولید کنندگان قدیم فرش در راور برایم تعریف کرد.که بسیار شنیدنی وجالب بود.
بیش دو ساعت می شد که با سوالاتم استاد را به حرف گرفته بودم وقتی به خودم امدم دیگر دلم نیامد بیش از این استاد را خسته کنم وبه ناچار خطی بر روی دیگر سوالاتم کشیدم وبه امید دیداری دیگر از استاد احمد رستگاری خداحافظی کردم.
راستش احمد رستگاری راوری را نمونه ای از اهالی فراموش شده هنر دیدم که کمتر مورد توجه این جامعه قرار گرفته و بی شک همانند استاد در این جامعه بسیار داریم که چنین فراموش شده اند.و بی شک لایق هزاران بار تجلیل می باشند. چون به قول معروف "آفتاب بر آن دست بوسه می زند که این چنین،روشنای هنر را به تاریخ سپرد..."


نویسنده: سعید یزدیزاده راوری

ادامه مطلب

عباس خان نخعی - یاورخان

عباس خان نخعی - یاورخان

عباس خان نخعی

مرحوم عباس خان نخعی یا "یاور " یکی از فرماندهان نظامی راور و از بزرگان صنعت فرش دستباف ایران وکرمان به شمار می رود.او در راور به قدرت رسید و پس از آن دست به اقدامات موثری در این ناحیه زد که تعدادی از آثار او هنوز به صورت آثار تاریخی برجای مانده است.

او در زمینه تولید فرش نیز در راور فعالیت می کرد و پس از کناره گیری از امور نظامی در روستای خیرآباد ساکن گردید وبیشتر هم خود را صرف توسعه قالیبافی وکشاورزی نمود.

او در زمینه تولید فرش همواره با اربابان بزرگ منطقه کرمان درگیر بود.وبرای اینکه قالی هایش شاخص باشند در حاشیه هریک از قالی ها نام خیرآباد راور را می بافت تا یک علامت مشخه برای قالی ها او باشد.وی تا پایان عمر در کار تولید فرش فعال بوده است.و در سال1315بر اثر سانحه رانندگی به هنگام بازگشت به راور در حوالی رفسنجان در گذشت.


نویسنده: سعید یزدیزاده راوری

ادامه مطلب

گزیده ای از پیشینه قالیبافی در راور

گزیده ای از پیشینه قالیبافی در راور

فرش راور

در مورد سابقه دقیق صنعت قالی بافی در کرمان اطلاع صحیحی در دست نیست. عده ای از پژوهشگران تولد ورونق این صنعت را در منطقه ،در پی انزوال رو به مرگ صنعت شالبافی می دانند و با توجه به اینکه در تاریخ عالم آرای عباسی به قالی کرمان اشاره شده است ،حداکثر قدمت آن را قرن شانزدهم میلادی نسبت می دهند. اما این نظریه بیشتر یک فرضیه ساده است چرا که سیسل ادواردز نیز در این باره اتفاق نظر داشته و می گوید:

"کرمان در صنعت قالی بافی سابقه ای طولانی دارد ولی هیچ گونه مدرکی دال بر اینکه این صنعت قبل از قرن شانزدهم در این شهر وجود داشته در دست نیست.منظور وی در این مورد وجود نمونه هایی مستند از قالی کرمان است.
در منطقه کرمان به غیر از شهرستان کرمان قالی بافی در شهرستان های راور،رفسنجان،زرند وسیرجان به صورت عمده رواج دارد.و برطبق نظر اکثر کارشناسان هنری هویت واعتبار فرش ایران مدیون فرش کرمان،وهویت واعتبار فرش کرمان مدیون فرش راور است. سیسل ادواردز در باره قالی های راور همین نظر را داشته و معتقد بود که:"قالی های راور قدیمی ترین نوع قالی است که می توان بدون تامل به ناحیه کرمان نسبت داد. در نتیجه با تامل در این گفته ها می توان قدمت صنعت قالی بافی در راور را بیش از کرمان نسبت داد.یعنی چیزی فراتر از باورهای عامیانه و عهد صفوی.چرا که قالی های نفیس عهد صفوی بافت راور، که این روزها رکورد قیمتی زده اند بدون پیشینه و یک شب به وجود نیامده اند.

اما پس از دوران صفوی ایران به یکباره هجوم افغانها،و در پی آن تاخت و تازهای نادر و غوغای اواخر زندیه را به خود می بیند.بی شک بسیاری از مستندات تاریخی و هنری به یغما و نابودی می رود چرا که در این دوران ثابت سیاسی پایداری در حیطه مرزهای ایران وجود ندارد به همین دلیل بسیاری از پژوهشگران هنری توقف بسیاری از هنرها را در این دوران حدس می زنند اما این به معنای مرگ و نابودی هنر قالی بافی در کرمان نیست چرا که در بسیاری منابع از کرمان به عنوان یک کانون بافندگی در عهد نادری نام برده شده تا جایی خانم لیلا دیبا پژوهشگر افشاریه و زندیه معتقد است که نادرشاه خودسفارش بافت نمد وانواع کف پوش ها را به کرمان داده بود تا با آنها کلیسای ایروان واقع در ارمنستان و آرامگاه حضرت علی در نجف،واقع در بین النهرین را تجدید فرش نماید.

.اما پس از این دوران صنعت قالی بافی در اواخر قرن نوزدهم و بیستم درکرمان و راور به کمک تجار محلی

،تبریزی و شرکتهای غیر ایرانی رواج دوباره می یابد. در این ایام صنعت قالی بافی کرمان مختص شهر کرمان نبود و همانطور که قبلا اشاره شد در مناطق مختلف این ناحیه از جمله دهستان راوربه صورت فراگیر و عالی رواج داشته است. سیسل ادواردز هم از این سیر پیشرفتی شدید قالیبافی در منطقه راور در آن ایام اظهار شگفتی می کند و در این باره می نویسد:

"بسیار عجیب است که چندین نسل قبل این روستای دور افتاده و غیر قابل دسترس مرکز قالیبافی بوده و از این حیث بر چند روستای دیگر که دارای همین تعداد جمعیت بوده، ولی امتیازات بیشتری داشته واینگونه دور افتاده نیز نبوده،رجحان داشته است کوشش کردم در شهر کرمان توضیحاتی درباره این پدیده به دست بیاورم،ولی توضیح قانع کننده ای نیافتم،احتمال دارد در دوران اغتشاش هرج ومرج[دوران سقوط صفویه تا اوج قالی کرمان] همین دور افتاده بودن راور بعضی از خوانین ویا استاد کاران قالیباف را بر آن داشته که دستگاههای بافندگی در آن روستا به کار اندازند،چون قالیبافی در یک روستای دور افتاده مثل راور از چشم روسا و فرماندهان قشون به دور بوده،در حالی که اگر این کار در شهر کرمان ویا روستای نزدیک صورت می گرفت توجه آنان را جلب می کرد.و بی شک این سیر تحول و رونق در اوج سکوت سیاسی و استعداد هنری قبل از منطقه کرمان در راور اتفاق افتاده است برای این ادعا چند تخته قالی راور در مجموعه آستان قدس رضوی موجود است که در یکی از این سه تخته تاریخ1286قمری به وضوح دیده می شود و می رساند که قالی 138 سال قبل در راور بافته شده است. در واقع این سه تخته قالی که به تاریخ میلادی برابر سال های 70-1869بافته شده اند نشان می دهند که صنعت قالی بافی در منطقه راور،در طی آن دوران رواج و شهرت خوبی داشته که توانسته است در جایی مانند حرم مطهر رضوی راه پیدا کند ومی توان گفت دراواخر قرن نوزدهم قالی بافی در راور حرفه و صنعت مهمی بوده که تعداد دار موجود در منطقه در آن ایام گواهی روشن بر این ادعاست در این مورد سرپرسی سایکس که در سال1895 نخستین کنسولگری انگلستان را در کرمان تاسیس کرد وچند سال در آن شهر بود در پایان قرن می نویسد که فقط در شهر کرمان در حدود 1000 دستگاه یا دار قالی بافی وجود دارد،که100عدد در راور و در سایر روستاهای این ناحیه فقط30 دستگاه مشغول به کار است.

در اواخر قرن نوزدهم و نیمه اول قرن بیستم که فرش کرمان به دوران شکوفایی می رسد فرش بافی در راوربه مدد پنجعلی خان نخعی نایب الحکومه وتعدادی از خوانین محلی راور وکرمان و همچنین شرکت های چند ملیتی فرش شامل کمپانی شرق،ویکو(بیکو)،شرکت معروف عطیه و... رواج می یابد.بدین ترتیب دوران طلایی صنعت قالی بافی در راور با حضور آن افراد و شرکت ها شهره ی عام وخاص می شود و سایکس در سال1900 گزارش می دهد که تعداد دارهای قالی در راور به 130عدد رسیده و در1914 این رقم حداقل به سه برابر افزایش پیدا می کند.

مدتی بعد از این تاریخ جنگ جهانی رخ می دهد و فرایند تولید قالی در کرمان تنزل می یابد اما پس از جنگ جهانی اول روند روبه رشد دیگری در قالی کرمان و راور رخ می دهد که بسیار شگفت آور از دوره قبل بوده است.همچنین در همین دوران بود که تغییر حکومت در ایران اتفاق می افتد.این تغییر حکومت در ابتدا نمی تواند تاثیر چندانی برصنعت فرش بگذارد ولی در آینده ای نه چندان دور تحولات زیادی را ایجاد می کند.اصلادوران شکوفایی قالی راور که دوران رقابت اربابان وکمپانیهای خارجی نیزمی باشد می توان سال های بعد از جنگ جهانی اول تا بحران1929 به حساب آورد.

در این دوران افرادی چون یاور(عباس خان نخعی)،یاسایی،نیازمند،میلانی،دیلمقانی،و کمپانی های چند ملیتی فرش به صورت مستقیم یا واسطه های محلی در راور با جدیت شروع به کار کردند. اما باز این دوران پر رونق فرش بافی در راور تداومی زیادی نیافت و به دلیل وابستگی صنعت فرش دستباف این مناطق به اقتصاد آمریکا با کسادی بازارهای امریکا در سال های 1929تا1933 به خاطر بحران اقتصادی و به دنبال آن تعطیل شدن بسیاری از کمپانی های خارجی ،تولید فرش در این مناطق نزول بسیار کرد.پس از پایان این دوران از طرف دولت وقت اقدامات گوناگونی در جهت احیای رونق فرش این مناطق و چندین منطقه مشابه دیگر صورت می گیرد اما هیچکدام موثر واقع نمی شود و بدین ترتیب به فرمان رسمی رضا خان ،شاه وقت ایران در بهمن ماه 1314شمسی"شرکت سهامی فرش ایران"تاسیس وبه نوعی صنعت فرش ملی می شود وحق انحصاری صدور قالی ونظارت در تهیه آن به یک شرکت قدرتمند داخلی واگذار می گردد.پس از تاسیس این شرکت روند تولید قالی در راور به همان صورت گذ شته بود اما باز چندی بعد انقلاب دیگری در فرش راور اتفاق می افتد و با کشته شدن اربابان نامداری چون دیلمقانی و عباس خان ریشه واساس قالی بافی به صورت ارباب سالاری در راور به صورت گذشته برچیده می شود بعضی از افراد عادی که تا پیش از این به خاطر نفوذ اربابان در راور جرات تاسیس کارگاه را نداشتند با تمام توان اقدام به تاسیس کارگاه قالی بافی زیر نظر شرکت سهامی فرش می کنند.

با شروع جنگ جهانی دوم وتغییر مجدد در حکومت مرکزی ایران صنعت فرش بافی در راور زیاد تحت تاثیر جنگ وحکومت قرار نمی گیرد و پس از این سال ها صنعت فرش در راور دوباره خود را پیدا می کند و در قالی بافی با اربابان جدید راوری رونق دوباره می گیرد و"از طرف دیگر علاوه قدرتمند شدن خرده اربابان راوری،تجاری از اصفهان،یزد وکرمان نیز توسط بعضی از واسطه ها،نفوذی در قالیبافی راور بدست آورند،که البته این قدرت ونفوذ هیچگاه به پای نفوذ اربابان قدیمی راور نمی رسید.

در این دوران نیز مانند گذشته اکثریت کارگران کارگاه ها را زنان وکودکان تشکیل می دادند و طبق مطالعاتی که در این دوره انجام شد آمار تکان دهنده ای از سراسر ایران بدست آمد که نشان می داد اولا اکثریت کارگران را زنان تشکیل می دادند.ثانیا"در این آمار در منطقه کرمان 36درصد بافندگان نوع شهری(کرمان،رفسنجان،زرند وراور)و28درصد نوع روستایی(سیرجان،بافت وشهربابک)کمتر از 15سال داشتند. وجود همین افراد کم سن وسال باعث شد که رونق صنعت فرش راور حفظ شود ودر سال1353 شعبه شرکت سهامی فرش در راور تاسیس شود.

سال ها بعد با پیروزی انقالاب اسلامی ایران در بهمن1357 تلاش هایی برای بهبود وضعیت معیشت مردم صورت گرفت در این دوران تقاضای بازار برای فرش ایران بسیار شد واین باعث افزایش تولیدات در منطقه شد. و موجب شد تا سالها پس از جنگ تحمیلی صنعت فرش بافی در راور رونق خوبی داشته باشد.و طبق آمارکتاب راور شهری در حاشیه کویر در سال1375 حدود30درصد بافندگان راوری تحت حمایت ونظارت شرکت سهامی فرش بودند وتعداد آنها به 6500نفر می رسید.

دهه1380با توجه به تسهیلات جدید برای بافندگان و همچنین افزایش قیمت ها این صنعت کمی رونق می گیرد و از سقوط آزاد به نا بودی نجات می یابد و متاسفانه ریسمانی که امروزه فرش راور بدان چنگ زده زیاد محکم نیست واگر مسئولان و دست اندرکاران چاره ای پیدا نکنند خیلی زود پاره خواهد شد.

در تمام سالهایی که در این چند صفحه از تاریخ فرش راور مرور شد هیچ ثبات خاصی چه در تولید،چه در طرح و رنگ مشاهده نگردید جز در یک مورد و آن هم نقش ثابت و موثر زنان در تولید فرش است.زنانی که علاوه بر نقش بافنده در کنار آن اداره زندگی و انجام وظایف مادرانه خود نیز می پرداخته اند.مادرانی که جدا از بهشت زیر پا،بهشت حاصل سر انگشت آنان بود.

نویسنده: سعید یزدی زاده-- اختصاصی کارایان

ادامه مطلب

نگاهی به سوابق تاریخی نساجی وقالیبافی در کرمان

نگاهی به سوابق تاریخی نساجی وقالیبافی در کرمان

فرش کرمان

كرمان در دورانهای گذشته معروفيت زيادی در زمينه توليد پارچه داشته است. به ويژه در دوران حكومت شاه عباس صفوی؛ و مهين امر باعث گرديد تا عده ای به اين باور برسند كه قاليهای كرمان از صنعت نساجی، به ويژه شال بافی تولد يافته و به اين ترتيب اين انديشه را استوار می سازند كه سابقه قاليبافی كرمان حداقل چهار قرن می باشد. اما اين عقيده توهمی بيش نيست. اگرچه شايد قديمی ترين فرشهای كرمان قدمتی بيش از چهارصد سال نداشته باشند، اما بررسی طرح و ويژگيهای قالی كرمان سابقه ای بيش از يك هزار سال را برای آن رقم می زند. وجود قديمی ترين نوع گره های به كار رفته در فرش پرزدار كه امروزه به بی گره بافی شهرت يافته و متاسفانه بلای خانمان سوز قالی كرمان گشته ثابت می كند كه اين منطقه در حفظ يكی از ويژگيهای بافت فرشهای كهن سهم مهمی داشته است. چه امروز می دانيم بسياری از فرشهای كهن ايران با شيوه گره u يا vبافته می شدند و آثار آن را می توان در فرشهای قديم مصر كه متاثر از فرشهای ايرانی است به وضوح مشاهده كرد. از طرف ديگر استفاده از شيوه سه پود بين دورج بافت، ويژگی قاليهای كهن ايران است كه بارزترين نمونه آن قالی پازيريك می باشد و ما اين ويژگی را امروز هم در قاليهای كرمان می بينيم. در كنار اين آثار؛ هنوز هم می توان قديمی ترين نوع دارهای قاليبافی را كه بقايايی از اولين دارهای عمودی در بافت قالی گره دار می باشند -هرچند به تعدادبسيار معدود- در برخی مناطق كرمان ديد.



از همه اين عوامل كه بگذريم وجود طراحان و نقاشان قابل و استادانی كه از اوايل دوران قاجار در اين منطقه به كار طراحی نقش فرش و مينياتور و... پرداخته اند، آنهم طراحانی كه سرآمد طراحان عصر خود بوده اند، نمی تواند بدون هيچگونه پشتوانه محكم قدمت طولانی باشد. همه اين عوامل چنانكه بايد به گونه ای دست به دست هم می دهند تا سابقه ای چند هزار ساله برای فرش كرمان رقم خورد. همچنين سوابق ريسندگی و بافندگی در اين منطقه بسيار است. كرمان در دوران گذشته معروفيت بسياری در توليد پارچه داشته است. مخصوصا" در دوران شاه عباس اين رونق دو چندان شد. اما پس از سقوط سلسله صفويه و دوران جنگ و جدال افشار و زنديه، ركود در توليد مواد خام بخصوص ابريشم و به طور كلی در صنايع نساجی ايران پديد آمد. اما با تمامی اين جنگها، كرمان تا اواسط دوران قاجار، يكی از بزرگترين مراكز توليد منسوجات به خصوص پارچه های ابريشمی بوده است. از مهمترين آنها شالهای پشمی و پارچه های ساده كرباس در قديم و پته های زيبا را می توان نام برد. اما اگر در سالهای اخير كمتر به هنر پارچه بافی اهميت داده شده، دليل اصلی اش توسعه صنعت قاليبافی در اين استان می باشد. كه قرن 20 اوج شكوفايی اين هنر بوده است. در قرن گذشته كرمان يكی از توليدكنندگان عمده شالهايی بود كه در اروپا و مخصوصا" انگلستان معروفيت بسيار و طرفداران زيادی داشت ولی پس از آنكه كاربرد شال و پارچه خهای مشابه منسوخ شد و هم چنين رقابت با پارچه های ارزان قديمی كه نساجان انگليسی به ايران می فرستاند، باعث شد تا كرمانيان به قاليبافی بيشتر روی آورند.


كرمان از اولين شهرهای ايران است كه به عقيده نگارنده به علت شهرت بالای بافندگان آن در ريسندگی و بافندگی، مورد توجه شركتهای خارجی قرار گرفت و اقدام به تاسيس كارگاههای قاليبافی برای بازارهای غرب نمودند. شركتهای انگليسی، ايتاليايی و آمريكايی در اواخر قرن 19 ميلادی رونق فراوانی برای قالی كرمان به ارمغان اوردند. شركت انگليسی توليدكنندگان قالی شرق OCM و شركت معروف عطيه بوروس از مهمترين و بزرگترين اين شركتها بودند.
مهمترين مراكز قاليبافی استان كرمان:
كليه فرشهای استان كرمان را می توان به دو گروه فرشهای شهری باف و عشايری تقسيم كرد كه كرمان مهمترين مركز توليد فرشهای شهری باف و سيرجان مهمترين مركز عرضه فرشهای عشايری می باشند. به غير از كرمان شهرهای ديگری مانند رفسنجان، راور، بردسير، گلباف، بافت و زرند از مهمترين مراكز قاليبافی شهری می باشند كه به معرفی مهمترين آنان می پردازيم.

شهر كرمان و سوابق تاريخی آن:
كرمان از شهرهای قديمی و تاريخی ايران است. حمزه اصفهانی بنای شهر را به اردشير بابكان نسبت می دهد كه آنجا را به همين مناسبت اردشير ناميدند. اين شهر مقر حكومت آل بويه، سلاجقه كرمان، خوارزمشاهيان و قراختائيان بوده و بر اثر حملات امير تيمور، افاغنه و بخصوص آغامحمد خان قاجار صدمات زيادی را متحمل شد.

آثار تاريخی شهر كرمان عبارتند از:
گنبد جبليه كه بنای آنرا به دوران سلجوقيان نسبت می دهند، مسجد جامع يا مظفری كه از بناهای تاريخی قرن هشتم می باشد و همچنين مزار مشتاق علی شاه و حمام و بازار ابراهيم خان (ظهير الدوله) كه متعلق به دوره قاجاريه می باشد.

مراكز بافت فرش شهری استان كرمان:

از ميان مراكز شهری باف قالی كرمان، منطقه راور در صدر ساير شهرها قرار دارد. روستاهای فيض آباد و طرز از مهمتری روستاهای اطراف راور می باشند كه به همراه روستاهای اسماعيل آباد، يوسف آباد، جلال آباد و تقی آباد در شمال و همچنين روستاهای ريحان، تاشك، بقيجان و خورند در جنوب از مهمترين مراكز قاليبافی حوزه راور می باشند. شهر راور خود نيز از كانونهای قديمی فرشبافی كرمان می باشد. عباس خان نخعی و پنجعلی خان نخعی از توليدكنندگان بسيار مشهور قديم راور بوده اند. و همچنين شركتهای خارجی عطيه بوروس و حتی شادروان احمد يزدان پناه ( ديلمقانی) در منطقه راور به توليد قالی اشتغال داشته اند. ناحيه گلباف از ديگر مراكز قاليبافی شهرستان كرمان می باشد كه روستاهای فندقا و تيركان ا ز مهمترين مراكز قاليبافی حومه آن هستند. بخش ماهان كرمان به همراه روستای محی آباد، غنات غستان، لنكر، چوپار و دستجرد از ديگر مناطق قاليبافی حوزه شهرستان كرمان می باشند. شهر رفسنجان نيز از مناطق خوشنام فرشبافی شهری استان كرمان است كه از ديرباز شركتهای خارجی نيز فعاليتهای فرشبافی خود را در آن گسترش داده بودند. فرش امروز رفسنجان تفاوت چندانی از نظر رنگ و طرح با ساير مراكز شهربافی استان ندارد. اما رواج طرحهای سبك نايين در شمال و شمال شرقی آن در روستاهايی نظير داوران، دره در، دره تاج و... قابل ذكر است كه تا اين لحظه ادامه دارد. قاليهای شهر بردسير بخصوص منطقه معروف قريه العرب ( كه در ميان عوام به قيط العرب شهرت يافته) از مشهورترين قاليهای قديم شهر باف اين استان بوده است كه امروزه از بعد كيفی دچار كاستي های شديدی است و نمی تواند گذشته پرآوازه خود را داشته باشد.



کتاب منبع:پژوهشی در فرش ایران،تورج ژوله،چاپ دوم1390،صفحه163

ادامه مطلب

چگونگی قالیبافی در راور

چگونگی قالیبافی در راور

قالی راور

نوع معمولی قالیبافی در راور،استفاده از دارهای عمودی ودستگاه گردان است. در این دستگاه،نخ اضافی چله روی سردار پیچیده شده وهمانطور که قالی بافته می شود چله های اضافی از سردار،باز وقالی بافته شده به زیر دار پیچیده می شود.برای سفت کردن چله در این دار،از اهرمهای خاصی استفاده می شود و در این حال با کشیدن آن وتکرار این عمل،چله ها محکم می شود ومی توان سر اهرم را به وسیله«پایین راست روها»مهار کرد.برای این کار از چرخ دنده نیز استفاده می کنند.
از آنجا که دستگاه عمودی(ایستاده)نوع کاملی از دستگاه های قالیبافی امروزی است بنابراین همه قالیبافان راوری از همین نوع دستگاه استفاده می کنند واستفاده از دستگاه های افقی(خوابیده) که در بعضی از شهرها به کار می رود ومشکلات زیادی را از نظر سلامتی برای بافنده ایجاد می کند مرسوم نیست.
قالیبافی در راور بیشتر به صورت« کمون بالا» بوده و بیشتر قالی هایی که در راور بافته می شود معمولا90،80،70،60 جفت به بالا می باشد.(مثلا در قالی 60جفت در هرفوت120تار(تون) وجود دارد و در قالی 70 جفت در هر فوت 140 تار موجود است.)در حالیکه که در اکثر نقاط استان قالیبافی به صورت «کمون شی» می باشد.
قالیبافان راوری در کار خود منحصرا از گره فارسی بهره می گیرند.متاسفانه در سال های اخیر یک نوع انحراف و دگرگونی از شیوه گره بستن قالی ها پدید آمده است که بسیار زیان آور است.این کار بسرعت گسترش یافته چرا که باعث سرعت وپیشرفت کار قالیبافی می گردد که راوری ها اصطلاحا به آن«بافتن جفتی» می گویند.
در این نوع گره،به جای بستن گره به دو رشته از تار،آن را به 4 رشته می بندند،به طوری که قالی بافته شده با این روش فقط نصف تعداد گرهی را که باید داشته باشد وبرای دوام واستحکام قالی لازم است،دارد وبه این جهت قالی تراکم کافی نداشته وزود سائیده وفرسوده خواهد شد.در حدود سال های1928 این روش به ندرت در کرمان مشاهده می گردید ولی در فاصله سال های1935-1930م معمول گشت که از آن زمان تاکنون ادامه یافته و رایج شده است.
در قالی های راور،در بین هرپود،به جای یک یا دو پود،از سه پود استفاده می کنند که ظاهرا این روش در استان کرمان وبیجار مورد استفاده قرار می گیرد وعاملی برای استحکام بیشتر قالی محسوب می شود.



کتاب منبع:راور شهری در حاشیه کویر---ماشالله کاربخش راوری

ادامه مطلب